ترجمههاي ديگر پيشي گرفت و نه تنها به همهٴ زبانهاي غربي، بلكه به عبري هم ترجمه شد.
چاپ اول آن در سال 1486 در استراسبورگ توفيقش را تثبيت كرد.
ما نميتوانيم مجالي را صرف اين داستان فوقالعاده بغرنج كنيم كه حتي خلاصهاي از آن هم خود كتابي ميشود؛ بيشك، اين داستان ميتواند مقطعي باشد از چشمانداز ادبي سراسر دنياي متمدن از اقيانوس اطلس تا هندوستان در طي دو هزار سال. ولي پيش از ترك آن مايلم خاطرنشان كنم كه حتي يك چنين مجموعههايي از افسانهها و عجايب تخيلي، همچون داستان اسكندر ميتواند مورد استفادهٴ مورخ علم قرار گيرد، مثلاً در آن داستانهايي در مورد فرورفتن اسكندر به دريا مييابيم. در اين داستانها متن و تصاوير آنها مورد بررسي قرار گرفته و اين يكي از دلكشترين آثار علمي عصر ماست.
سموئيلبن شمعون كَنسي
كَنسي از كنشت (به معني جامعه، مدرسه) مشتق است و معادل عبري اسكولاست. منجم يهودي پرونسي كه احتمالاً در ثلث آخر سدهٴ چهاردهم ميزيست. وي شش بال بُنفيلس را تلخيص و زيج يعقوب بُنِت را شرح كرد. ممكن است او همان كسي باشد كه در سال 1606 در آوينيون متن عبري السراج المنير ابنميمون را استنساخ كرد.
پروفيت دُوران
اسحاقبن موسي لاوي، كه با نام پرونسي پروفيت1 دُوران، استاد پروفيت، اِن پروفت دُوران معروفتر است.
فيلسوف، منجم، پزشك، نحوي و مدافع يهود، از يهوديان كاتالونيايي. او در پرپينيان يا در ملگيل (موگويو)، نزديك مونپليه، زاده شد؛ احتمالاً در يك مدرسهٴ يهودي آلماني (؟) تحصيل كرد؛ معلم سرخانهٴ حَسدَي قِرِسقاس يا ساير اعضاي آن خانواده بود؛ در اثناي تعقيب يهوديان در سال 1391 مسيحي شد يا وانمود كرد كه مسيحي شده، ولي خيليزود عازم زيارت فلسطين شد تا از ارتدادش توبه كند و به دين پدرانش بازگردد؛ در اين سفر با داود بُنِت بُنژُرن همراه بود كه او هم تغيير دين داده بود،2 ولي داود احتمالاً تحتتأثير پل بورگوسي وي را ترك گفت و به مسيحيت وفادار ماند. نميدانيم آيا او به زيارت رفت يا نه و زمان توبهاش چه وقت بوده است.
مسلماً پروفيت دوران در سال 1403 هنگامي كه دستور زبان خود را تأليف ميكرد، يك يهودي موٴمن بود، از آن پس نشانهاي از او نيست.